برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برادر کوچک ترم تقریبا بعد از هر لقمه ای که فرو می داد می گفت: "اصلا مزه نمی ده. بوی خوبی هم نمی ده." ولی به خوردنش ادامه می داد.
بهش تشر زدم: "باشه دیگه فهمیدیم. چه قدر می گی؟" و دعوای کلامی ما ادامه پیدا کرد در حالی که او همچنان به خوردن غذای بی مزه ای که دوست نداشت ادامه می داد.
گفت: "هر چیزی ستایش توش دخیل باشه به درد نمی خوره."
دوباره تشر زدم: "من نپختم."
با خونسردی تمام گفت: "همش که زدی!"
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
یادم نمی آید سر مبحث چه بود که استاد گفت: "اونایی که دوست پسر ندارن دستاشون رو ببرن بالا." من فقط لبخند زدم و دستم را بالا نبردم. دوست پسر ندارم. از نداشتن دوست پسر هم خجالت نمی کشم که به خاطرش دستم ر
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
چند شب قبل خیلی ریلکس روی مبل نشسته بودم و با لپ تاپم فیلم تماشا می کردم که یکهو حس کردم توی سرم دوران افتاده. نمی دانم چه طور توضیحش بدم. وقتی پارسال توی کافه کنار خاله ام غش کردم این طوری نبود. آن م
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور